داستان مهاجرانمهاجران موفق

این پنج خواهر مسلمان در تورنتو هاکی بازی می‌کنند و به جنگ کلیشه‌ها می‌روند

 

کلاه هاکی روی روسری؛ این پنج خواهر مسلمان اهل North York می‌خواهند پله‌های موفقیت ورزشی را در کنار هم طی کنند و خیلی از کلیشه‌ها درباره ورزش زنان مسلمان را با حضور خود در رقابت‌های «بال هاکی» از بین ببرند.

این گزارش خواندنی را نویسنده تورنتو استار درباره خواهران اعظمی نوشته است؛ پنج دختری که هر کدام در کنار موفقیت‌های اجتماعی و تحصیلی، به صورت حرفه‌ای بال هاکی بازی می‌کنند و امسال در کنار مربی‌شان می‌خواهند حریفان تورنتویی را شکست دهند.

این خانواده ۱۱ نفره، عاشق هاکی است و این پنج خواهر یعنی آسیه، نوحا، حسنا، ساجده و حلیمه نماینده‌‌هایی جنگنده برای آنها در زمین بازی هستند. این گزارش را بخوانید تا با خواهران اعظمی آشنا شوید.

ماری اورمس‌بای – تورنتو استار – درهای استادیوم Paul Coffey باز می‌شود و بازیکنان به زمین می‌آیند. تقریبا نیمی از آنها لباس ورزشی قرمز پوشیده‌اند و می‌خواهند بال هاکی Ball Hockey بازی کنند؛ ورزشی که بین هاکی روی یخ و هاکی خیابانی است و طرفداران پر و پا قرص خود را دارد.

اعظمی‌ها وارد می‌شوند

بازیکنان که پنج نفرشان خواهران ‌اعظمی هستند، با شتاب شروع به دویدن می‌کنند و چند پله را به سمت رختکن پایین می‌روند؛ دخترانی که کوچک‌ترینشان ۱۶ و بزرگ‌ترینشان ۲۴ سال سن دارد.

تیم حریف مشغول گرم کردن در زمین است. هم‌تیمی‌های خواهران ‌اعظمی هم کمی این‌ورتر خود را گرم می‌کنند.

پنجشنبه شب است و گردهمایی تیم بال هاکی زنان تورنتو. آسیه ۲۴ ساله، نوحا ۲۲ ساله، حسنا ۲۰ ساله، ساجده ۱۷ ساله و حلیمه ۱۶ ساله نمی‌خواهند برای مسابقه تاخیر داشته باشند. این مطلب بدون اجازه از سایت آتش برداشته شده است.

بال‌ هاکی تمام عشق ورزشی خواهران ‌اعظمی است. آنها به عنوان پنج خواهر، پنج زن جوان مسلمان، و پنج ورزشکار، تلاش می‌کنند تا کلیشه‌ها را بشکنند.

حسنا که در دانشگاه رایرسون در رشته علوم محیط زیست و پایداری تحصیل می‌کند، می‌گوید: «ما واقعا می‌خواهیم ورزش را در جامعه مسلمان پرورش دهیم. واقعا این دغدغه را داریم.»

بال هاکی مسلمانان در تورنتو یک لیگ حرفه‌ای داشت که این خواهران زمانی در آن بازی ‌می‌کردند. این بازی‌ها اما تعطیل شد. ‌اعظمی‌ها امیدوارند بتوانند این بازی‌ها را دوباره راه بیندازند.

آنها در حال حاضر سرتاسر سال در دو لیگ بازی می‌کنند. اما امشب، بازی جدیدی در انتظارشان است.

آنها عاشق دویدن و مبارزه‌اند

آنها عاشق دویدن و مبارزه‌اندلباس‌های بازی آماده می‌شود. حجاب می‌کنند و کلاه‌ها را بر سر می‌گذارند. دستکش‌ها در دست و چوب‌ها آماده. درست به موقع و راس ساعت ۷ شب وارد زمین می‌شوند. توپ می‌افتد روی زمین.

خواهران اعظمی می‌دوند و می‌دوند و می‌دوند. اگر بازی کرده باشید می‌دانید که در بال هاکی باید زیاد دوید. این یکی از قدرت‌های خواهران هاکی‌باز است؛ دویدن زیاد حتی در یک شب گرم و شرجی در یک سالن قدیمی هاکی.

حلیمه که همراه با خواهرانش در یک تیم دسته دومی در مسابقات قهرمانی بال هاکی انتاریو بازی می‌کند می‌گوید: « من عاشق دویدنم. وقتی می‌دوم، وقتی سرعت می‌گیرم، آن شتاب را دوست دارم.»

این پنج خواهر با استفاده از مهارت‌هایی که طی سال‌ها بازی در تیم‌های هاکی کسب کردند، بازی قوی و قابل قبولی از خود به نمایش می‌گذارند. سرعت بالا، دفاع، و مقابله تن به تن در گوشه‌های زمین. آنها با زیرکی توپ نارنجی را از دست حریف می‌قاپند.

تیم قرمز برنده می‌شود، ‌اعظمی‌ها و هم‌تیمی‌هایشان مشت‌های خود را بالا برده و به نشانه ی پیروزی به یکدیگر می‌زنند. سپس اعضای هر دو تیم با یکدیگر دست می‌دهند. این مطلب بدون اجازه از سایت آتش برداشته شده است.

لذت بازی کردن در یک تیم خانوادگی

ساجده که همه او را ساج خطاب می‌کنند می‌گوید هم‌تیمی بودن با اعضای خانواده لذتبخش و دلگرم‌کننده است. او در خصوص تعیین استرانژی با خواهرانش می‌گوید: «به شدت آرامش بخش است. می‌توانیم با یکدیگر در مورد بازی صحبت کنیم. یکدیگر را خیلی خوب می‌شناسیم و می‌توانیم در کنار هم بهتر بازی کنیم. این‌طوری خیلی لذت بخش‌تر است.»

میشل روزنبرگ یک بازیکن قدیمی و پیش‌کسوت در لیگ تابستانی است؛ بازی‌هایی که امسال دوره سی‌وچهارم آن برگزار می‌شود. او قبلا در مقابل ‌اعظمی‌ها بازی کرده و می‌گوید مهارت و نظم آنها جالب توجه است.

این بازیکن ۵۴ ساله می‌گوید: «آنها در زمین بسیار بی‌باک و هجومی هستند؛ هجومی نه به معنای بد، آنها به معنای واقعی بازی می‌کنند. ‌اعظمی‌ها آرام بازی نمی‌کنند.»

روزنبرگ در بهار همراه با ‌اعظمی‌ها در یک تیم خیریه بازی کرد و از سختکوشی و روحیه بالای این پنج نفر لذت برد. او داوطلب شد تا مسئولیت مربی‌گری تیم C آنها را در مسابقات استانی بر عهده گیرد.

این فصل، امی دیویدسون ۴۰ ساله، هم‌‌تیمی خواهران ‌اعظمی است. او که سال گذشته در مقابل آنها بازی می‌کرد، می‌گوید: « آنها قوی و مقاوم هستند.»

دیویدسون می‌گوید: «این پنج خواهر، سریع هستند، خوب هستند و شکست دادن بازیکنی که از تو بهتر است، کار آسانی نیست. اعظمی‌ها روی نیمکت به هم توصیه می‌کنند و کاملا مفید و انگیزه‌بخش هستند.»

اما آنها با یکدیگر چگونه‌اند؟ حتی روی نیمکت نیز بحث می‌کنند؟

اجازه بدهید از خودشان بپرسیم.

پنج نفری با خنده پاسخ می‌دهند: «آه بله، بسیار زیاد.» و زمانی که بازی خوب پیش نمی‌رود با یکدیگر جر و بحث می‌کنند.

آسیه صدایش را پایین می‌آورد و می‌گوید: «می‌شنویم که بقیه می‌گویند وای! خواهرها دعوایشان شده است. بعد هم در راه خانه، می‌گویم باشد، باید هفته‌ی بعد فوق مثبت باشیم.» خواهرها نیز سرشان را به علامت تایید تکان می‌دهند و ریز ریز می‌خندند.

بازی بال هاکی یک سنت خانوادگی است

بازی بال هاکی یک سنت خانوادگی استاز زمانی که بچه‌ها کوچک بودند، بال هاکی بازی کردن یک سنت خانوادگی بود.

‌اعظمی‌ها ۹ خواهر و برادر هستند و با هاکی بازی کردن در خیابان و یا سواره‌رو بزرگ شدند. بزرگ‌ترین‌هایشان یوسف ۲۸ ساله و صالح ۲۷ ساله هستند. بعد از آنها این پنج خواهر هاکی‌باز هستند و بعد از آنها برادرشان (طیب ۱۴ ساله) و خواهر کوچکشان مبینه ۱۳ ساله هستند.

پنجشنبه شب‌ها، طیب و مبینه به همراه پنج خواهرشان سوار بر ون خانوادگی مدل ۲۰۰۸ می‌شوند؛ یک ون ۱۵ نفره که صندلی‌های عقب آن برداشته شده و بیش از ۲۵۵٫۰۰۰ کیلومتر راه رفته است. نوحا رانندگی می‌کند. طیب در Goulding Park هاکی روی یخ بازی می‌کند و مبینه امیدوار است وقتی بزرگ‌تر شد عضو تیم بال هاکی شود. آنها هم در سالن حضور دارند و در قسمت شیشه‌ای سالن و نزدیک به نیمکت می‌ایستند و تیم قرمز را به آرامی‌ تشویق می‌کنند.

شاهین و فرح این خانواده بزرگ را مدیریت می‌کنند. هر چند همه بچه‌ها اسکیت روی یخ بلدند اما برای شاهین و فرح کمی سخت بوده که بتوانند برای همه بچه‌ها امکان بازی هاکی روی یخ را فراهم کنند؛ به نظر می‌رسد بال هاکی «شدنی‌تر» بوده است.

آسیه که هنوز با خواهرانش در همان کوچه‌های خیابان North York تمرین می‌کند، می‌گوید: «این یکی از ورزش‌هایی است که می‌توانید با دوستان‌تان در خیابان انجام دهید و این چیزی بود که ما را علاقه‌مند کرد.»

مهاجری از پاکستان که عاشق هاکی است

پدر نیز همین ورزش را انجام می‌داد. شاهین ‌اعظمی که در زمان کودکی از پاکستان به کانادا مهاجرت کرد، یک بازیکن بااستعداد بال هاکی در تورنتو بود. او هنوز طرفدار پرشور تیم هاکی شهر یعنی Toronto Maple Leafs است. او تمام فرزندانش را به انجام این ورزش تشویق کرد.

فرح که در ۲۶ سالگی از زادگاه خود گویان (در شمال شرقی آمریکای جنوبی) به کانادا آمد، حامی زندگی سالم و فعال فرزندانش بود. این مطلب بدون اجازه از سایت آتش برداشته شده است.

شاهین یکی از اعضای هیئت مدیره سیاست، تحصیل، مراقبت و امداد کمیسیون حقوق بشر انتاریو است. فرح هم یک مرکز نگهداری از کودک در خانه را مدیریت می‌کند.

آغازی سخت برای خواهران سخت‌کوش

علاقه این پنج خواهر به این ورزش در سال ۲۰۱۲ نمایان شد. در آن زمان، سه خواهر بزرگ‌تر به لیگ بال هاکی زنان دعوت شدند تا در Downsview Park بازی کنند. آنها بازی‌های بسیاری را در آن فصل واگذار کرند و در نهایت نیز آن لیگ تعطیل شد.

حسنا می‌گوید: «ما بعد از آن باخت‌ها هاکی را ترک نکردیم و به بازی کردن ادامه دادیم.»

ساج و حلیمه نیز اندکی بعد برای فصل‌های پاییز و زمستان، به خواهرانشان در دانزویو ملحق شدند.

‌اعظمی‌ها به سرعت پیشرفت کردند. این پیشرفت برای خواهرها معنادار بود. آنها نه فقط به عنوان ورزشکار، بلکه به عنوان مسلمانانی که با کلیشه‌ها مبارزه می‌کنند شناخته شدند.

نوحا می‌گوید: «می‌خواستیم بهتر شویم و بعد از باخت در هر ۱۰ مسابقه تسلیم نشدیم. مردم در ابتدا تصور می‌کردند که شاید این دخترها واقعا بازیکنان ضعیفی باشند. اما زمانی که پیشرفت کردیم گفتند این دخترها با حجاب بازی می‌کنند و خوب هم هستند. این برای ما موضوع مهمی بود.»

این پنج خواهر طرفدار دو آتشه تیم هاکی Leafs هستند. آنها قصد دارند جامعه مسلمان را به یادگیری ورزش مورد علاقه‌شان تشویق کنند. اعظمی‌ها امیدوارند به شکل گیری یک لیگ در اسکاربرو کمک کرده و یا جلسات تمرین زنان مسلمان رفته و آنها را تشویق کنند.

آسیه که در صنعت مالی فعالیت می‌کند، می‌گوید: «می‌خواهیم نمونه باشیم. می‌خواهیم سایر مردم را نیز تشویق کنیم و این کار فوق‌العاده است.»

سختی‌های بازی در ماه رمضان

علاقه و تلاش ‌اعظمی‌ها برای بال هاکی و هم تیمی‌هایشان در طول رمضان کاملا مشخص بود.

در ماه رمضان، این پنج خواهر روزه‌دار، در انجام وظایف ورزشی خود کوتاهی نکردند. تمام بازی‌های لیگ در ماه رمضان در ساعت ۹ شب برگزار می‌شد. بنابراین ‌اعظمی‌ها می‌توانستند آب و غذا بخورند. آنها اغلب بعد از غروب یک میان‌وعده مختصر در پارکینگ می‌خوردند.

آیا بازی کردن در دو نیمه ۱۶ دقیقه‌ای آن هم در یک ورزشگاه شرجی بدون خوردن آب و غذا از سحر، سخت نبود؟

حسنا می‌گوید: «فکر می‌کنم این نیروی اراده بود. ما واقعا می‌خواستیم روزه بگیریم.»

خواهران ‌اعظمی سال ۲۰۱۶ در کنفرانس غربی لیگ تابستانی شرکت کردند. آنها اکنون در حال آماده‌سازی برای مسابقات استانی هستند. هر پنج خواهر، به یک سالن ورزشی رفته‌اند تا آمادگی جسمانی خود را تقویت کنند. حضور روزنبرگ روی نیمکت نیز به آنها اطمینان خاطر می‌دهد.

نوحا با اشاره به شکست کوچک گروهشان در نخستین سفر به مسابقات استانی، گفت: «مطمئن باشید ما نسبت به سال گذشته پیشرفت زیادی کرده‌ایم. بازی‌های جدید سریع‌تر و رقابتی‌تری بود. ما می‌دانیم که انتظار چه چیزی را داشته باشیم و برای آن سخت تلاش کرده‌ایم.»

این مطلب نخستین بار، توسط خانم پریا اسکوئی مشاور امور مهاجرت در کانادا، در تاریخ ۱۹ ژانویه ۲۰۱۸ در شماره ۱۲۴ هفته‌نامه‌ی آتش چاپ تورنتو منتشر شده است. این شماره نشریه را می‌توانید از اینجا دانلود کنید. لینک مطلب هم در سایت آتش اینجاست.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × دو =

دکمه بازگشت به بالا